تبلیغات
دارابکلا در قله بصیرت

از تبیین ولایت‌فقیه تا دفاع از منافقین (قسمت دوم)

نگاهی به فراز و فرود زندگی سیاسی آیت‌الله منتظری
از تبیین ولایت‌فقیه تا دفاع از منافقین

خبرگزاری فارس: از تبیین ولایت‌فقیه تا دفاع از منافقین

در ادامه مباحث قسمت قبل پیرامون فراز و فرودهای زندگی آیت الله منتظری در این قسمت دو عامل از عوامل فراز و فرود ایشان را بررسی می کنیم:


1. ماجرای باند هاشمی

سید مهدی هاشمی، که برادر هادی هاشمی ‌ـ‌داماد آیت‌الله منتظری‌ـ‌ بود، در اوایل سال 1342 وارد حوزه‌ی علمیه‌ی قم شد. ورود وی به حوزه‌ی علمیه‌ی قم و چند سال اولیه‌ی آن مصادف بود با شرایط خاص سیاسی در کشور، از جمله قیام خونین 15 خرداد و نیز سخنرانی‌های تند حضرت امام علیه رژیم شاهنشاهی و تبعید ایشان در سال 43 به خارج از کشور. در این شرایط، مهدی هاشمی نیز وارد فعالیت‌های سیاسی شد و در سال 1346 به اتهام پخش اعلامیه توسط ساواک دستگیر، ولی به سرعت آزاد شد. مهدی هاشمی پس از این به تدریج با سازمان‌های چپ چریکی آشنا شد و تا اندازه‌ی زیادی تحت تأثیر این سازمان‌ها قرار گرفت. وی، پس از مراجعه به اصفهان، شروع به فعالیت و عضوگیری برای تشکیلات خود کرد.
 
با این حال، مهدی هاشمی و جریانی که به وسیله‌ی وی هدایت می‌شد، در مسیر درست مبارزه قرار نگرفتند و به تدریج مبارزه‌ی خود را به سمت ترور پیش بردند که می‌توان علت اصلی این امر را ناآگاهی این جریان از اسلام راستین دانست. ترور آیت‌الله شمس‌آبادی، در سال 1356، توسط جریان مهدی هاشمی نقطه‌ی شروعی برای بیراهه رفتن این جریان بود و در واقع، این عمل به عنوان نقطه‌ی سیاهی در فعالیت‌های گروهک مهدی هاشمی ثبت شد. اگرچه مهدی هاشمی پس از این جریان به زندان انداخته شد و حتی به اعدام نیز محکوم شد، ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی از زندان آزاد شد.
 
مهدی هاشمی در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب با حمایت برادر خود، هادی هاشمی، که هم رئیس دفتر آیت‌الله منتظری بود و هم داماد ایشان، توانست وارد سپاه و عضو شورای فرماندهی این نهاد شود. پس از چندی، به اصفهان بازگشت و در راستای اهداف خود، که عمدتاً حول کسب قدرت می‌گشت، شروع به فعالیت کرد و در همین راستا و برای هموار کردن مسیر خود، در تاریخ 15 دی‌ماه 1358، دست به ترور مهندس بحرینیان، که مسئول کمیته‌های انقلاب اصفهان بود و از نیت باند مهدی هاشمی آگاهی کامل داشت، زد و نقاب از چهره‌ی خود برداشت تا ماهیت اقدامات وی مشخص شود. باند مهدی هاشمی در ادامه‌ی فعالیت‌های خود دست به چند آدم‌ربایی و نیز ترورهایی از جمله ترور حشمت و فرزندانش زدند که در نهایت، در تاریخ 30 مهر 1365، بازداشت شدند و در تاریخ‌های 20، 22 و 24 مرداد 1366 در دادگاه ویژه‌ی روحانیت به اعدام محکوم شدند و حکم نیز اجرا گشت.
 
مهدی هاشمی، با ورود به حوزه‌ی مسائل خارجی و ارتباط با کشورهای غربی، ایران را درگیر مسائل امنیتی خطرناکی کرد. در هر صورت یکی از مهم‌ترین مواردی را که دلیل عزل آیت‌الله منتظری از قائم مقامی رهبری می‌دانند ارتباط و حمایت از مهدی هاشمی است. این شروعی بود بر اختلافات حضرت امام خمینی (ره) و آیت‌الله منتظری و در نهایت، کنارگذاری ایشان از فعالیت‌های سیاسی.

مخالفت آیت‌الله منتظری با دستگیری مهدی هاشمی و دادگاهی که حکم اعدام وی را صادر کرده بود باعث شد که ایشان طی نامه‌ای به حضرت امام خمینی (ره) فضای جامعه را وارد مسیر خاصی بکنند که در روند پیش روی انقلاب اختلالاتی به وجود آورد. هم‌زمان، هادی هاشمی برای حمایت از برادر خود دست به فاش کردن اطلاعاتی درباره‌ی ارتباط هاشمی رفسنجانی با آمریکا زد که با این کار فضای کشور را بیش از پیش متشنج کرد و شرایط حساسی بر کشور حاکم شد. در این شرایط، آیت‌الله منتظری از روی ناآگاهی به حمایت از این دو برادر اقدام کرد.
 
حضرت امام (ره)، که شرایط را وخیم احساس کرد، با دعوت کردن سران قوا به خانه‌ی خود تلاش نمود تا شرایط را آرام کند و فضای کشور را از اختناق و دودستگی برهاند، ولی این جلسه به جایی ختم نشد. حضرت امام (ره)، در تاریخ 12 مهر 65، نامه‌ای به آیت‌الله منتظری نوشت و هم‌زمان به وزارت اطلاعات قم اعلام کرد که به مهدی هاشمی دستور دهند تا خود را به ستاد وزارت اطلاعات در تهران معرفی کند. پس از این ماجرا، آیت‌الله منتظری دست به اعتصاب سیاسی زد و هیچ‌کس را برای ملاقات خود نپذیرفت و خطاب به حضرت امام عنوان کرد: «اگر امام مرا تحت فشار قرار دهد، حساب خود را از نظام جدا خواهم کرد.» خبر اعتصاب آیت‌الله منتظری به خبر داغ روز در رسانه‌های داخلی و خارجی تبدیل شد و این دست‌آویزی برای سؤاستفاده‌های کشورها و رسانه‌های غربی بر ضد ایران شد.
 
اعتصاب آیت‌الله منتظری به جایی رسید که حضرت امام برای آرام کردن فضای کشور شخصاً از ایشان خواستند تا به شرایط عادی برگردد و دست از اعتصاب خود بردارد. حضرت امام (ره)، خطاب به آیت‌الله منتظری، به ایشان متذکر می‌شود که در انتخاب نزدیکان خود دقت نماید و با افراد صالح و مسلمان واقعی مشورت کند، ولی آیت‌الله منتظری کماکان روش خود را دنبال می‌کردند. در نهایت، در جلسه‌ای که برای آرام کردن جو کشور بین سران قوا برگزار شد، آیت‌الله منتظری توجیه شد و اشتباهات باند جنایتکار مهدی هاشمی را تأیید کرد و این قائله ختم به خیر شد.
 
2. نتقاد از طولانی شدن جنگ
 
پس از پایان ماجرای باند مهدی هاشمی، آنچه مشخص شد تفاوت فکری و روشی عمیقی بود که میان آیت‌الله منتظری و مسیر انقلاب وجود داشت و این تفاوتِ نظر در ادامه شدیدتر شد که اوج آن در سال 67 و بر سر مسئله‌ی مجاهدین اتفاق افتاد؛ اما پیش از آن، در دهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی در تاریخ 22 بهمن 1367، آیت‌الله منتظری سخنرانی‌ای کرد که به گفته‌ی بسیاری از صاحب‌نظران یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات خود را در تاریخ انقلاب اسلامی مرتکب شد. وی، در این سخنرانی، از طولانی شدن جنگ تحمیلی بسیار انتقاد کرد و اعلام نمود که دشمنان ما، که این جنگ را بر ما تحمیل کردند، پیروز از کار درآمدند. وی، با بیان اینکه بسیاری از جوانان ما در این جنگ کشته شدند، عظمت و بزرگی و قداست جنگ تحمیلی را که یکی از مهم‌ترین نقطه‌های عظمت و به عنوان اتکایی برای نظام جمهوری اسلامی و در حقیقت شروعی برای استقلال کامل بود، زیر سؤال برد. این سخنرانی باعث ناراحتی خانواده‌ی شهدا و نیز بسیاری از مردم شد که حضرت امام (ره)، در یک جوابیه‌ی تند، 11 روز بعد پاسخ ایشان را دادند و نیز دستور عدم پخش سخنرانی‌های آیت‌الله منتظری را در صداوسیما اعلام کردند.
  در ادامه به دو عامل دیگر از این عوامل اشاره خواهیم کرد.

تاریخ ارسال : سه شنبه 26 مرداد 1395  01:01 ب.ظ  | نویسنده :   قله بصیرت

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.