تبلیغات
دارابکلا در قله بصیرت

اعترف نامه - 1

به نام خدا
 عتراف نامه - 1
خدای من!
شنیده ام، که به غیر از تو، نمی توان به کسی اعتراف کرد. امامم فرمود: که از کسانی که بیشترین اعتماد را به آنها
داری بپرهیز. (کافی ج 2، ص936 ) من آمده ام، آنچه میدانی را، برایت بگویم تا خودم آرام شوم. شاید راه نجاتی باشد که دستم را به دستش دهی و مرا از این منجلاب بیرون بکشی.
معبود من!
 بگذار کمی باهم رو راست باشیم، راستش من تو را برای آنچه تو می خواهی نمی خواهم، برای آنچه خودم می خواهم، تو را می خواهم ...! من یک خود خواهم که تو بهترین ابزار برای توجیه کارم هستی! ... هر آنچه تو می گویی با خودم می سنجم، خوشم آمد عمل می کنم و خوشم نیامد، انگار نه انگار که تو چیزی گقتی...!
عزیزا!
می گویی کمک  به فقرا کنید، به هم احترام بگذارید،  ظلم نکنید ... می گویم چه فرمایشات خوبی بروم و عمل کنم، اما وقتی می گویی: موسیقی گوش ندهید ... حجاب داشته باشید ... نماز را اول وقت بخوانید ...، می گویم: چرا؟!  موسیقی که مرا آرام می کند! ... حالا دو تار مو چه چیزی را در این دنیا عوض می کند؟! ... نماز کمی عقب بیفتد چه می شود؟! ...
و خوشحالم از اینکه چه انسان منطقی هستم، تا چیزی  لزومش برایم اثبات نشود عمل نمی کنم و اشکال می گیرم ... و تو حس استادی را داری، که شاگردش شیرین می زند! ...
... واقعیت من، این را نشان می دهد که من به تو اعتمادی ندارم، به خودم اعتماد دارم...
همین دیشب بود، که دوستی به خیالش مرا نصیحت می کرد، که تو انسان باش، خدا بقیه ی چیزها را قبول  می کند! ... خدا مهربان است! ... و من برایم سؤال بود که اولین حکم انسانیت تشکر از کسی است که امکاناتی را برای من ایجاد کرده، من که به تو به اندازه ی استاد ابتدایی ام اعتماد ندارم، از این همه نعمتت ، تشکر کردم؟!
می توانم انسوان باشم بدون اینکه تو را بشناسم و به تو اعتماد داشته باشم؟!  خنده دار است وقتی مرزی بین گفته های تو با انسان بودن ایجاد می کنند ... چه انسانیتی است، انسانیتی که در مقابل تو باشد؟!
پروردگارا!
و حالا که حالم را می بینی، همانند بچه ای گریان که شیطانی کرده، و از اینکه بستنی اش را قطع کردی، داد و فریاد می کند ... می دانم تو بزرگ تر از آنی که بچگی مرا به رخم بکشی، اما کی قرار است بزرگ شوم؟!  کی قرار است تو را خدای خویش بدانم؟!  من از این زندگی، که روز و شب یکسانی دارد، و با تفریحات و بازی هایش و ... سرم را گرم می کند، خسته شدم! ... کجا می توانم خودم را پیدا کنم؟ 

من نیاز به تغییر دارم، اما خودم هم حالش را ندارم! ... گوشم هم از نصیحت و حرف های خوب پر است، ولی عملم، لَنگ، لِنگه ای است که برش نمی دارم ...  و کلید این مشکلات همه دست توست، و این شبها آمده ام که آن را بگیرم. 
اشتباه من این بود، که قلبم را از غیر تو پر کردم، و سفیر تو گفت: قلب هایی که از یاد خدا خالی باشد، خداوند
آن قلب را، در گیر غیر خودش می کند. (امالی صدوق، ص 668) و من تمام عمرم صرف درگیری دلم با غیر تو شد، خانه ای که تو درون این روح ساخته ای، برای تو بود، و من آن را به دیگران دادم!...
 از این غصبم پشیمانم به خاطر همین در این ماه رمضان عذرشان را خواستم و اسباب و اثاثیه هایشان را بیرون ریختم، اما می دانم تو تو سخت پسند و خوش پسندی! و در خانه ای که در آن گرد و غبار اغیار باشد، تو سکونت نمی کنی! ...  بیا کمکم کن این خانه را گرد گیری کنم! من غیر تو، کسی را ندارم! ...
ای آفریننده ی من!
شکر خدا، تا حدودی راه برگشت را، از کتاب راهت خواندم، تو گفته بودی:
«ای بندگان من، که برنفستان  ظلم و اسراف کردید از رحمت پروردگار نا امید نشوید، که خدا از همه ی گناهان می گذرد» (سوره زمر، آیه 53)  و من کلی ذوق کردم که شخص کوچک و گنهکاری چون مرا به نام خودت چسباندی و مرا بنده خودت صدا کردی! و چون گفتی:  «ای کسانی که ایمان آورده اید، به سوی خدا توبه کنید! توبه ای خالص، امید است که پروردگارتان از شما بگذرد» (سوره تحریم، آیه 8)، در این اخرین روزهای ماه رمضان آمدم که توبه خالص کنم و از این کردارهای ناشایستم دست بردارم. اما می دانی چون منی که تا سر، در منجلاب فرورفته، نمی تواند یک روزه، فرشته ی دربارت شود.
پس برای خودم برنامه ای می ریزم و هر ماه بر روی یک اشتباهم تمرکز می کنم تا کم کم گرد و غبار این خانه را از بین ببرم تا جا برای آمدن تو مهیا باشد. شاید چند سال طول بکشد، ولی تو صبوری و مرا کمک می کنی! ... امیدم به تو است و به روزی که تو را بخاطر تو دوست داشته باشم و در همین خانه ی دل کنار هم زندگی کنیم.

تاریخ ارسال : چهارشنبه 9 تیر 1395  01:26 ب.ظ  | نویسنده :   قله بصیرت

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.