تبلیغات
دارابکلا در قله بصیرت

سوگنامة حضرت ابوطالب (علیه السلام)

سوگنامة حضرت ابوطالب (علیه السلام)
مطالب ارسالی حجت الاسلام دکتر سید حسین شفیعی دارابی


بنام پروردگار بصیر و دوستدار اهل بصیرت.
خوانندگان ارجمند این نوشته و مهمانان خوب الهی، سلام علیکم؛ امیدوارم همة اعمال عبادیتان؛ به ویژه روزه داریتان مورد قبول درگاه حضرت حق قرار گیرد. ان شاء الله. خدا را شاکریم که توفیق درک دوازدهمین شب از ماه پرفضیلت رمضان را نصیبمان فرمود. طبق نقل مورّخ خوش آوازه ای همچون یعقوبی، چنین شبی مصادف است با شب رحلت جانکاه عمّ بزرگوار پیامبر اسلام (صلوات الله علیه و آله)، حضرت ابوطالب (علیه السّلام)؛ قبل از هرسخنی، فرا رسیدن هنگامة بروز این حادثة غمبار و سنگین را به ساحت قدس نبوی و به همه محبّان به عموی ارجمندش؛ به ویژه به شماخوانندگان فرهیخته، تسلیت عرض می نمایم؛ از فرصت پیش آمده بهره می جویم، و در قالب عنوان «سوگنامة حضرت ابوطالب علیه السلام»، به واکاوی برخی از ابعاد وجودی این بزرگوار می پردازم و نکاتی را به شرح ذیل یاد آور می شوم:
نکتة اوّل: هنگامة رحلت وفات حضرت ابوطالب (علیه السّلام)
با آنکه همة مورّخان بر این نکته توافق دارند که: سید بطحاء حضرت ابوطالب (علیه السلام ) سه سال قبل از هجرت و در سال 10 بعثت از دنیا رفت؛ولی درباره روز و ماه رحلت ابوطالب (علیه السّلام)، اقوال مختلفی وجود دارد.. بنا نقلى سن آن حضرت به هنگام رحلت 80 سال بوده است (حاج ملّا هاشم خراسانی، منتخب التواریخ ص43- 114)؛ یعقوبی پس از ذکر وفات خدیجة کبری سلام الله علیها در (روز دهم) ماه رمضان، وفات ابوطالب را سه روز پس از آن دانسته و سن او را ۸۶ یا ۹۰ سال گفته است.[تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۳۵۴)؛ شیخ طوسی (ره) در کتاب نفیس «المصباح»، ص ۵۶۶؛ بیست و ششم رجب سال دهم بعثت را روز وفات او دانسته است؛ اقوال دیگر در مورد زمان رحلت حضرت ابوطالب (علیه السلام ) عبارت است از: بیست و هفتم جمادى الاولى؛ بیست و ششم و بیست ونهم رجب؛ هفتم و هشتم ماه رمضان ؛ پازدهم و هفدهم شوال؛ اول و دهم ذى القعده؛ اول ذى الحجه (علی اكبر مروج الاسلام، نفائح العلام، ص158؛ ذبیح الله محلاتی، قلائد النُّحور در وقایع ایام و شهور: محرم و صفر ص 284؛ حاج ملّا هاشم خاسانی، منتخب التواریخ ص43؛ و....)؛
نکتة دو‍م: بازتاب شگرف رحلت حضرت ابوطالب (علیه السّلام)
الف- هنگامى كه حضرت امیرالمومنین (علیه السلام ) خبر وفات ابوطالب (علیه السلام ) را به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) داد، آن حضرت به شدت ملول و محزون شدند و فرمودند: ((یا على برو و او را غسل و حنوط و كفن كن و چون بر روى سریر نهادى به من خبر بده )). هنگامى كه آن حضرت دستورات پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را انجام داد و پدر بزرگوار را بر روى سریر گذاشت ، پیامبر (صلى الله علیه و آله ) خودشان تشریف آوردند و چون نظر مباركشان بر نعش عموى بزرگوار شان افتاد، رقت و حزن به آن حضرت دست داد و فرمودند: ((اى عمو، صله رحم و مهربانى كردى و جزاى خیر دیدى .اى عمو، در كوچكى مرا كفالت كردى و در بزرگى مرا نصرت و حمایت نمودى .)) (مجلسی، بحارالانوار ج22 ص261 ج35 ص125، ابوطالب حامی الرسول صلی الله علیه و آله وسلم ص129،؛ علّامة امینی، الغدیر ج7 ص373-386 و...)؛
ب- پیامبر (صلوات الله علیه و آله)، سال فوت ابوطالب (علیه السّلام) را «عام الحزن» (= سال غم) نامید.[مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۱، ص ۴۵]؛
ج- با رحلت ابوطالب (علیه السلام ) جبرئیل نازل شده به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) عرض كرد: «یاور تو از دنیا رفت ، هجرت كن» (کلینی، کافی ج1 ص 440؛ مجلسی، بحارالانوار ج19 ص14، ج22 ص260، و...)
نکتة سوّم: ایمان ابوطالب (علیه السّلام)
درباره ایمان آن حضرت کتاب‏های مستقلی نوشته شده و علمای بزرگ عامه و خاصه نیز این موضوع را مورد توجه قرار داده، و به طور مبسوط از آن بحث نموده‏اند و بدون اغراق صدها حدیث و نظر مثبت در ایمان آن حضرت در منابع اسلامی ثبت و ضبط است؛ چنان که علامه مجلسی (ره) بیش از یکصد و پانزده صفحه، و با بیان هشتاد و پنج حدیث در این مورد، این مسأله مسلّم تاریخی را مورد امعان نظر قرار داده، و دیدگاه‏ها و منابع بزرگ اهل سنت را نیز نقل نموده است (مجلسی، بحارالانوار، ج 35، ص 183 ـ 68)؛ همچنین صاحب الغدیر در جلد هفتم و هشتم کتابش، صدها حدیث را از منابع معتبر (شیعه و سنی)، همراه با اعترافات محققین و مورخین آنان نقل نموده، و در بیش یکصد و ده صفحه، به تحقیق این مطالب پرداخته است و با آن آگاهی و اشراف محققانه خود، از شخصیت مظلوم تاریخ، ابوطالب، دفاع نموده است. (علامه امینی، الغدیر، جلد 7، از ص 413 ـ 331 و جلد 8، ص31 ـ 1)؛
علما و اندیشمندان و محققان اهل «سنت» نیز کم و بیش و به طور پراکنده، در کتاب‏های خود به ایمان حضرت «ابوطالب» اشاره نموده و معمولا نتیجه مثبت گرفته‏اند. هر چند بعضی‏ها نتوانسته‏اند بغض و دشمنی خود را نسبت به ولایت علی (علیه‏السلام) و پدر بزرگوارش نادیده بگیرند. در این میان، به نظر می‏رسد که ابن ابی الحدید، بیش از دیگران به این موضوع پرداخته و احادیث و قضایای بسیار جالبی را نقل نموده، که برای افراد حق‏جو سودمند است ؛ اگر چه او نیز جزء افراد «متوقف» و سرگردان می‏باشد!( ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 14، ص 70).
در متون حدیثی و غیر حدیثی، شاهد نقل های فراوانی در مورد مرتبة عالی «ایمان» ابوطالب (علیه السّلام) هستیم؛ از باب نمونه:
الف- در روایتی از امام صادق (علیه‏السلام) آمده است: «مَثَل ابوطالب، مثل اصحاب کهف است که ایمان خود را مکتوم می‏داشتند و خدا به ایشان دو برابر پاداش عطا کرد.» (سیره صحیح پیامبر بزرگ اسلام، علامه جعفر مرتضی عاملی، ترجمه: حسین تاج آبادی، ج 2، ص 230، از کتاب امالی صدوق، ص 551)؛
ب- از امام باقر (علیه‏السلام) درباره ایمان ابوطالب (علیه السّلام) سؤال شد، آن حضرت فرمود: «اگر ایمان ابوطالب در کفه ترازویی قرار گیرد و ایمان این خلق در کفه دیگر نهاده شود، ایمان او برتر خواهد بود».(همان، ص 217، از الدّرجات الرفیعه، ص 49)؛
ج- امام صادق از پدرش از امام سجاد از پدرش نقل می کند که امیرالمومنین علی علیه السلام در صحن مسجد نشسته و مردم اطرافش جمع بودند که مردی بلند شد و پرسید ای امیرالمومنین تو در مقام و مرتبه ای هستی که خداوند تو را در آن جایگاه قرار داده اما پدرت در آتش دوزخ شکنجه می شود.
امیرالمومنین فرمود: آرام باش! خدای دهانت بشکند! سوگند به آن کسی که محمد را به حق مبعوث کرد اگر پدرم برای تمام گناهکاران روی زمین شفاعت کند خداوند شفاعت او را می پذیرد آیا پدرم در آتش معذب باشد و من که پسرش هستم تقسیم کننده بهشت و دوزخ باشم؟؛ سوگند به آن کس که محمد را به حق مبعوث کرد روز قیامت نور ابوطالب نور تمام آفریدگان را تحت الشعاع قرار می دهد مگر پنج نور: نور محمد، نور من، نور فاطمه، نور حسن، نور حسین، و نور امامان از فرزندان حسینعلیهم السلام. آگاه باش نور ابوطالب از نور ماست که خداوند آن را دو هزار سال پیش از آفرینش حضرت آدم آفریده است. (ابن شادان قمی، مائة منقبة ص174؛ کراجکی، کنز الفوائد ص80؛ احمد طرسی، احتجاج ج1 ص341 و...)؛
د- حضرت رضا (علیه السلام ) در جواب حضرت عبدالعظیم حسنی می فرمایند: اگر تو در ایمان ابوطالب شک کنی جایگاهت به سوی آتش جهنم است. (مجلسی، بحارالانوار، ج35 ص111؛ و...)؛
ه- اصبغ بن نباته مى گوید: امیرالمومنین (علیه السلام ) فرمود: «بخدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبد مناف عبادت بت نكرده اند». گفتند: پس چه را عبادت مى كردند؟ فرمودند: به سوى كعبه نماز مى خواندند و بر دین ابراهیم و به آن متمسك بودند» (صدوق، کمال الدین ص175؛ و....).
نکتة پایانی:
در ساعت 1 بامداد شب دوازدهم ماه رمضان، به نیابت از همة شما خوبان، ملتمسانه به درگاه خالق منّان چنین عرضه میدارم: خدایا تو را به آبرو مندی حضرت ابوطاب (علیه السّلام) ما را در عرصة ایمان و عمل ثابت و استوار گردان؛ همة ما را از شفاعت این مؤمن وارسته و تقوا پیشه بهره مند گردان؛ و هرآنچه که موجب بدعاقبتیمان در دنیا و آخرت می گردد را از عرصة زندگیمان دور گردان. آمین یاربّ العالمین. (حوزة علمیّة قم/ سیّد حسین شفیعی دارابی/ ساعت 1 بامداد شب شنبه: 29/ 3/ 1395ش= دوازدهم ماه رمضان 1437ق).

تاریخ ارسال : شنبه 29 خرداد 1395  11:28 ق.ظ  | نویسنده :   قله بصیرت

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.