تبلیغات
دارابکلا در قله بصیرت

پرسمان (4) - قسمت دوم

پرسمان (4)
پاسخ به سؤال از چیستی عبور از عالم جن
مطالب ارسالی حجت الاسلام دکتر سید حسین شفیعی دارابی


دانشجوئی از شهرستان بندر لنگه پرسیده است:
«چند وقت پیش از تلویزیون شنیدم درمورد یک شخصیت می گفت از عالم جنّ و پری عبور کرده و به عالم  نور رسیده میخواستم بدونم:
1-    وقتی روح به عالم شیاطین و جن وپری میره یعنی نزول پیدا نکرده؟؟؟؛
2-    یا عالم جن وپری بالاتر از عالم ارواح  انسانیه؟؛
3-     اگر کسی شیطان رو ببینه یعنی روحش پلیده؟؛
4-     اساسا کدوم مرحله بالاتره؟؛
5-     اینکه انسان روح از بدنش جدا بشه و در شهر بگرده و شهر رو بینه و ارواح آدمی یا اینکه شیاطین و جن و پری؟؟؟ اصلا چیز خوبیه یا بد؟؛
6-     و اینکه چطور میتونه دقیقا از این عوالم بگذره یا کنترل کنه روحش کجا بره و فقط روح نره و او بیننده؟
وخیلی سوالات دیگه»؛


اصل پاسخ:
پس از ذکر نکات هشتگانه ای که در قسمت قبل به آن پرداختیم اینک به پاسخ از پرسشهای 6 گانه مذکور می پردازم:
الف- هیچگاه، راه یابی روح انسانی به عالم شیاطین و جنّ و پری، دلیل بر نزول آن  نیست؛ بلکه می تواند نشانة صعود آن باشد ؛ (به طریق پنجم ذکر شده در ذیل نکتة هشتم توجّه شود)؛
ب- همانگونه که خود انسان موجودی برتر از شیاطین و جنّ و پری محسوب می شود؛ قطعا عالم ارواح  انسانی، برتر از عالم جنّ و پری خواهد بود؛
ج- اگرچه ممکن است برخی از افراد، از برقراری ارتباط با أجنّه و شیاطین سوء استفاده کنند؛ ولی هیچگاه نمی توان به صورت کلّی گفت: «هر کسی شیطان رو ببینه یعنی روحش پلیده»؛
د- اگرچه جدا شدن روح انسانی از بدنش و گردیدن در شهر و...امری ممکن است ولی چنین چیزی، همگانی نخواهد بود؛ بلکه تنها برخی از اولیاء الهی در اثر انجام اعمالی شایسته می توانند به جائی برسند که روحشان را از بدن خویش جدا سازند؛ و روحشان به سخن گفتن و گردش در شهر و... ادامه دهد (؛ داستانهائی از زندگی مرحوم میرزا جواد آقای تهرانی، و...؛ شاهدی بر درستی این مدّعا خواهد بود)؛
هـ- ممکن است بدست آوردن اینگونه توانمندی ها و دست یابی به چنین قدرتی، امری مثبت تلقّی شود؛ ولی هیچگاه نمی توان آن را روال طبیعی در دین اسلام، و سیرة بارز و فراگیر اولیاء دین برشمرد؛ مقصود این است : آنچه که از ما خواسته شد این است که به واجب و حرام و سایر احکام و دستورات دینی توجّه و عمل نمائیم؛ ممکن است در اثر این اعمال به چنان قدرتی دست پیدا کنیم و امکان هم دارد که از دست یابی به آن محروم بمانیم؛ البتّه اگر به دستورات شرع عمل نموده باشیم و به چنان قدرتی دست پیدا نکنیم، هیچگاه مورد مؤاخذه قرار نمی گیریم؛ یعنی به ما نمیگویند: چرا به آن دست نیافتی؟؛ پس نیازی نیست که در پی برقراری ارتباط با أجنّه و شیاطین باشیم (به هشدار مذکور در ذیل نکتة هشتم، توجّه شود)؛
و- واقعیات تاریخی نشان میدهد: افرادی که به برقراری ارتباط با أجنّه و شیاطین دست یافته اند، دو دسته اند؛ برخی همچون سلیمان و دیگر اولیاء الهی، از این قدرت در جهت خیر استفاده نموده اند؛ و بعضی هم در طریق ضربه زدن به دیگران و ایجاد شرّ از آن بهره جسته اند؛ پس به صورت مطلق نمی توان گفت: برقرای ارتباط مذکور، چیزی  خوب و یا بد است؛ بستگی دارد به کارکردهای نیک و زشت اشخاص صاحب این قدرت؛ پس می تواند خوب باشد و می تواند بد به شمار آید؛
ز- برای دست یابی به توان عبور و گذشتن از این عوالم و کنترل روح، عوامل مختلفی مطرح است؛ جامع همة آنها، انجام واجبات وترک محرّمات الهی و... است؛ آن هم در حدّ کامل آن؛ در بخشی از غزل شمارهٔ ۱۴۴ حافظ شیرازی میخوانیم:
تــو کز سرای طبیعت  نـمی‌روی  بیرون                                       
                           کجا به کــوی طریقت گـذر تــوانی کــرد
جــــمال یار ندارد نقاب و پـــــرده ولـی                                   
                        غبـــار ره بنشان تـــا نظر تـــوانـی کــرد
بیا که چاره ذوق حضور و نـــظم امـور                                    
                            به فیض بخشی اهل نظـــر توانــی کـــرد
ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی                                       
                          طمـع مــــدار که کار دگــر توانــی کــرد
دلا ز نور هدایت گـــــــر آگهی یــــــابی                               
                           چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کـرد
گــر این نصیحت شاهانه بشنوی حــافظ
بـــه شــاهراه حقیقت گـذر توانـــی کـــرد

در بخشی از 15 دستورالعمل عرفانی علامه حسن‌زاده آملی نیز میخوانیم: «کام حیوانی را به بی‌زبان‌ها گذار، اهل بیان باش/چشم ببند تا بینا شوی؛ کام حیوانی را به بی‌زبان‌ها گذار تو که مشمول «الرَّحْمَنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَیَانَ» هستی، اهل بیان باش، خاموش باش تا گویا شوی. چشم ببند تا بینا شوی، رسول الله(ص) فرمود: «غُضُّوا اَبْصارَکُم تَرَوْنَ الْعَجائِبَ».
آب کم‌جو تشنگی آور بدست                           تا بجوشد آبت از بالا و پست
به خویش خطاب می‌کنم: ای همبازی اطفال! ای سرگرم به قیل و قال! ای اسیر اصطبل و علف! ای دور از سعادت و شرف! ای محبوس در لظای هوی! ای محروم از جنت لقا! عمر به بی‌حاصلی و بوالهوسی گذشت، چه شود گر به خود آیی و ببینی چه کسی؟ «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا، وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقى»؛
ح- البتّه بعید نیست که منظور اهل سیر و سلوک از تعبیر «عبور از عالم جنّ و شیطان»، گذر کردن از عالم مادّیّات و زرق و برق دنیوی باشد؛ چه آنکه رهیدن از تعلّقات مادّی ، سبب می شود که روح آدمی از از امور دنیوی، کنده و آزادی گردد؛ و به قرب الهی دست یابد؛ همچنانکه دلباختگی به متاع های پست دنیوی، سبب سقوط انسان از درگاه الهی و از دست دادن آیات و اسم أعظم الهی می گردد؛ نمونة بارز قرآنی این سقوط، فرجام بد «بلعم باعورا» (عالم بد عاقبت زمان حضرت موسی علیه السّلام) است؛ که پروردگار کریم، خطاب به رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله) فرمود: «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِى ءَاتَیْنَاهُ ءَایَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَنُ فَكاَنَ مِنَ الْغَاوِینَ. وَ لَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بهِ وَ لَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلىَ الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَوَئهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَترْكُهُ یَلْهَث ذَّالِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُواْ بِایَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ» (أعراف: 176- 175) : «و بر آنان خبر كسى را بخوان كه آیات خود را به او داده بودیم و او از آن بیرون شد. پس شیطان او را دنبال كرد و او از گمراهان شد. و اگر مى‏خواستیم او را با آن آیات بالا مى‏بردیم ولى او به زمین چسبید و از هواى خود پیروى نمود. پس او مثل سگ است كه اگر بر او حمله كنى زبان از دهان بیرون مى‏آورد و اگر رهایش سازى باز زبان از دهان بیرون مى‏آورد. این داستان آن گروه است كه آیات ما را تكذیب كردند، پس قصه‏ها را بر آنان نقل كن؛ باشد كه بیندیشند».
نکتة پایانی:
با واسطه قرار دادن اهلبیت (علیهم السّلام) در آغازین لحظات بادمداد شب دوّم ماه پرفضیلت رمضان، از درگاه کریمانة ذات اقدس اله مسئلت می نمایم که ما را از مواجه شدن با فرجامی بد، باز بدارد؛ و به لطف بی کرانش در این ماه آمرزش، همگان را به حسن عاقبتی جاوید بهره مند سازد. آمین یا ربّ العالمین.  
(حوزة علمیّة قم/ سیّد حسین شفیعی دارابی/ ساعت30/ بامداد شب چهار شنبه: 19/ 3/ 1395ش= اوّل ماه رمضان 1437ق).

تاریخ ارسال : شنبه 22 خرداد 1395  09:08 ق.ظ  | نویسنده :   قله بصیرت

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.